روی ماه خداوند را ببوس

اگر امروز چیزی از خودم باقی نگذارم ، چه کسی در آینده از وجود من در گذشته باخبر خواهد شد؟ اگر جای پای مرا دیگران نبینند، من دیگر نیستم. اما من نمیخواهم نباشم. نمیخواهم آمده باشم و رفته باشم و هیچ غلطی نکرده باشمو نمیخواهم مثل بیشتر آدم ها که می آیند و می روند و هیچ غلطی نمیکنند، در تاریخ بی خاصیت باشم. نمیخواهم عضو خنثای تاریخ بشریت باشم.

روی ماه خدا را ببوس
مصطفی مستور

سلام علیکم
فکرشم نمیکردم توی هشتمین روز از هشتمین ماه سال 96توی اوج کارهای پایان نامم، بخوام یادی از قلم مصطفی مستور کنم ک تازه سه ماهه باهاش آشناشدم
اولین کتابی ک خوندم ازش “عشق روی پیاده رو بود” ک قلمش جذبم کرد،روان و ساده ،صمیمی…
حقیقتش این اثرشو اوایل مهر ک اومدم استارت زدم و لابلای روزای شلوغم گمش کردم اما نمیدونم چیشد امشبی به کلم زد ک تو بااید این کتابو تموم کنی
بدم نبوداا قشنگ میفهمی دیوونه نیستی و کلی ادم دارن مث تو فکر میکنن و دغدغه های شبیه ب تو دارن
توصیه میکنم بخونیدش خ کوتاهه و زمانبرم نیس
خب خب حالا میتونید راجع به متنی ک از کتاب گذاشتم فکر کنید…اصن تابحال بهش فکر کردین چ لزومی داشته شما بدنیا اومدین??
مثلا کجای دنیا رو میخواستین بگیرین??
چی با وجود شما تغییر میکرده??
ازونجایی ک از دبستان یادمه همیشع بهمون میگفتن خداوند مدبره و تدبیر داره و چیزی رو بیهوده نیافریده (ک البته بگم اون تعبیرخاصشو یادم نیس الان ک اتفاقا همش توی تستای کنکورو و سوالای امتحان نهاییم بود😁)پس وجود من نوعی هم میتونه یه سندی برای اثبات این حرف باشه
همیشه میگم هر آدمی با هرجنسیتی با هرشغلی میتونه خودشو به اون جایگاهی ک ضرورت بودنشو اثبات میکنه،برسونه
حالا مهم نیس منی ک داروسازم و مسیر زندگیم به یه سمتی رفته ک بتونم توی زمینه پزشکی مفید واقع شم یا اون کفاش و خیاط و ارایشگر و کشاورزی ک با خلق اثارش میتونه ردپایی از خودش بجا بزاره
میدونین چیه اخرحرفم میرسه به همون حس ارزشمندی ک میگم تا اینجای زندگیم معنای زندگی رو دراون یافتم
ک با تموم وجود لمس کنی ک درین هستی تاثیرگزاری
و وقتی اثربزاری مطمینا سالهای اینده اثری از تو بجا خواهد ماند…
خیلی دربارش حرف دارم اما فعلا طبق معمول وقت ندارم و دیگ باید برم دنبال کارام ک فردا صبحی کاراموزی دارم😁
در باقی روزهای عمرم دوس دارم دربارش بنویسم
به امید خدا
تا دیدار بعد بدرووود

خواندن ادامه مطالب

پروژه شادی

سلامی به طولانی غیبتم در نگارش
سلام
تا حالا ب این فکر کردین ک چ حسی داره سلام کردن وقتی مخاطبی ندارین مقابلتون?!!
من اما دوس دارم هربار ک میام برای دل خودم مینویسم سلام بدم
امشب یکی از خسته ترین حالتهای فاطمه غلامی بودم ،حقم داشتما
امشبی ک برگشتم از کار پاهام از شدت درد میسوخت و گزگز میکردن طفلیا،یه قدمم نمیتونستن بردارن
میتونم براتون بگم همین چن ساعت پیش بود ک حالم حساابی گرفته بود ،تصور کنید یه ادم داغوون و له از لحاظ جسمی ک حالا ناامیدو مضطربم هس و کلی اگرو بایدو نباید تو ذهنش بالا پایین میشه
خودم دلم واس اون نورونایی میسوزه ک این همه بارمنفی و فکرای صدمن یه غازو منتقل میکنن شرمنده تموم سلولهام هستم
ولی خب چ میشه کرد دیگ باهام خوب راه اومدن راضیم ازشون😂
راستیتش چیزی ک باعث شد امشب من بنویسم شروع یک کتاب جدید بود به نام” پروژه شادی” ک فکر نمیکردم عاشقش شم ولی دقیقا چیزی بود ک امشب باید ب چشمم میخوردو میخوندمش و بیشتر از هروقتی بهش احتیاج داشتم
یه قسمتایی ازکتاب رو مینویسم
تاازه شرو کردمش اما خوندنش لذت بخشه و زود پیش خواهد رفت…
این کتاب شامل 12بخش هستش ک کلی اقدام مثبتتت و ارزنده بهت یاد میده
صبح یکی از روزهای اوریل ک هیچ تفاوتی با روزهای دیگر نداشت ناگهان به چیزی پی بردم: من با ریسک هدردادن زندگی ام روبرو بودم.
درحالی ک ب قطره های باران ک روی شیشه اتوبوس میریخت،خیره شده بودم ،متوجه شدم ک روزها یکی پس ازدیگری میگذرد.
ازخودم پرسیدم: اما من از زندگی چ می خواهم? خب می خواهم شاد باشم.
اما هرگزب اینک چ چیز مرا خوشحال میکرد یا چطور میتوانستم خوشحال باشم فکر نکرده بودم.
“من گرفتار شکایت های پیش پاافتاده و بحران های گذرا و خسته از نبرد با ذات خود، اغلب قادر نبودم شکوه انچه را داشتم درک کنم.”
میخواستم از وقتم خوب استفاده کنم ،اما دوس داشتم بگردم،بازی کنم و برای دلم مطالعه کنم.
میخاستم درمورد خودم فکر کنم تا بتوانم خودم را فراموش کنم.همیشه در مرز نگرانی قرارداشتم.میخواستم از غبطه خوردن و اضطراب در مورد اینده رهاشوم،اما انرژی و رویاهایم را نگه دارم.
ایا در جستجوی رشد معنوی و نوعی زندگی بودم ک درچارچوب اصول متعالی تری قرار داشته باشد یا اینک پروژه شادی ام فقط تلاشی برای تقویت روشهای برانگیزاننده و کمال گرا در همه جنبه های زندگیم بود??
“زیرسقف خانه خودت به دنبال شادی بگرد”
ارسطو شادی را ب اوج بالاترین خوبی ها تعبیر میکرد.انسانها به این علت در پی قدرت،ثروت یا کم کردن مثلا،چهار پنج کیلو اضافه وزن هستند ک فکر میکنند قرار گرفتن درین شرایط انها را شادتر میکند و درحقیقت هدف اصلی انها بدست اوردن شادی است
تهیه جدول برای شروع پروژه😊
میدونم تیکه تیکه شده اما خب فق خواستم بنویسم امشب اینجا قبل خوابم به هرقیمتی😂
ادامش در شبهای اینده…

خواندن ادامه مطالب