سیاست

بدترین بیسواد، بیسواد سیاسی است…

وی کور و کر است، درک سیاسی ندارد و نمی‌داند که هزینه‌های زندگی از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند. او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو می‌اندازد و می‌گوید که: “از سیاست بیزار است”.

چنین آدم سبک‌مغزی نمی‌فهمد که بی‌توجهی به سیاست است که زنان فاحشه و کودکان خیابانی می‌سازد، قتل و غارت را زیاد می‌کند و از همه بدتر بر فساد صاحبان قدرت می‌افزاید…

#برتولت_برشت | @CafeKetab

“The worst illiterate is the political illiterate, he doesn’t hear, doesn’t speak, nor participates in the political events. He doesn’t know the cost of life, the price of the bean, of the fish, of the flour, of the rent, of the shoes and of the medicine, all depends on political decisions. The political illiterate is so stupid that he is proud and swells his chest saying that he hates politics. The imbecile doesn’t know that, from his political ignorance is born the prostitute, the abandoned child, and the worst thieves of all, the bad politician, corrupted and flunky of the national and multinational companies.”

📝 Bertolt Brecht
به نام حق
میدونین چند وقته نیومدم ب سایتم سربزنم بنویسم?!!ن اینکه بگم سرم اونقدرر شلوغ بوده ک فرصت نکردم ن اینطور نیس
درواقع اینقدر ذهنم اشفته بوده و هست ک نمیتونم تمرکز کنم و به کارام برسم .توی یه خلسه ی بودم ک هنوزم تموم نشده و هست.هرچند ک خیلی دلم سوخت چون این روزهایی ک گذشت اتفاقات مهمی رو بهمراه داشت.
از فضای انتخاباتی که حاکمه و چشمایی ک خیره به صفحه گوشیه که کدوم کانال چی رو علیه کی میگه و کی دفاع میکنه و کی حمله.اصن یه وضیه این چند روز خیلی بهم سخت گذشت خیلی از اعتقاداتو باورام زیر سوال رفت
نمیدونم تا حالا این حسو داشتین ک همهه چی شک کنید همه چیا ،یه جوری ک روز باشه بهت بگن روزه باور نکنی
خیلی سخته،اصن یه حس ازهم گسیختگی از درون برات ایجاد میکنه ک مث مته مغزتم میخوره.اردیبهشت امسال که 96هست من این حسو کاملا درک کردم سریه سری اتفاقاتی که برای خانواده ازمایشگاهیم افتاد و درگیری های انتخاباتی و صحبت با چند نفر از دوستان و اشنایانم ک هرکدوم یه سهمی رو برای تشدید این فروپاشی افکارم داشتن.
اندازه یه خروار کار ریخته رو سرم اما فک کنین تو همچین اوضاعی من بتونم با دقت کارامو پیش ببرم!!مگر خدا کمک کنه
چند سال پیش ک از سیاست چیزی نمیدونستم خ ادم خوشحالی بودم ینی سرخوشا نمیدونستم چ اتفاقاتی برامون میفته و ما بیخبریم ک وقتی الان دارم میفهمم یه چیزایی میگم اون بالاییا ک اینارو میدونن چ دلی دارن
بعد میگن خاتمی پیر شد نمیگن چرااا
نمیدونستم همه چی برمیگرده ب سیاست
این متن برشتو در تصدیق حرفهام گذاشتم الان کاملا درک میکنم.
امروز بیستو نهمین روز اردیبهشت ماهه روزی ک با رای مون در تعیین سرنوشت کشور سهیم شدیم.الان ک دارم متنو مینویسم ساعت دوصبحه روپله های خوابگاه نشستم،زمان رای گیری به پایان رسیده و در حال شمارش ارا هستن،نمیدونین ک چ جوی حاکمه
نمیشه روپات بند شی:((امیدوارم اگ خوابیدم صب ک بیدار میشم یه باردیگ دولت اصلاحات سرکار باشه و اون دستبندو ربانای بنفشمونو یه باردیگ بالا بگیریم.امید به اینده روشن برای ما جوونا از نون شب واجبتره
الان اینقدر بحث انتخابات داغه ک نمیتونم از خودم حرفی بزنم و فقط از خدا میخام فعلا بهم ارامش بده همین
بیشتر از هروقتی بهش احتیاج دارم
یه روح اروم یه ذهن اروم سایش افکارم داره اذیتم میکنه
فقط وصف حالمو میتونم با یه شعر بگم
در من انگار کسی
درپی انکار من است.
خدایا میدونم ازت دورم اما با نگاه مهربونت ب زندگیم ادامه میدم.الا بذکرالله تطمئن القلوب

موارد مشابه

3 دیدگاه

  1. You actually make it seem so easy with your presentation but I find this
    matter to be really something that I think I would never understand.
    It seems too complex and extremely broad for me.
    I’m looking forward for your next post, I will try to get the hang of it!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *